وادی صد و دوم

خرید بک لینک
درد و دلی با بکمان..............................................!بکمان من خسته شدم.... دیگری چرا این را نمی فهمد و درک نمی کند.... چرا باید ادامه بدهم به مسیری که در آن نوری نیست؟ خسته ام خسته و خسته و هزاران بار خسته که این لاشه را روز و شب به دنبال خود می کشم و دیگر هیچ! هیچ در هیچ! نیست در نیس وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

عشق فرهاد.........................................................!عشق رمزی است برون از عقل و ورای حد تقریر! اما آیا من عاشق شده ام؟! فرهاد تو بگو پاسخ این سوال دشوار را! و باز تو بگو از رسیدن این نیمه های گمشده و چونان سکه های یونانی که در غربت دو دوست دو تکه بودند و زمانی که به هم رسیدند دو تکه وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

فیلم پاپیون/ ۱۹۷۳/ کارگردان: فرانکلین جی شافنرپاپیون یا سوسک؟!...................................................!هر وقت غذا می خورم. هر وقت به کفش های قهو ه ای ام نگاه می کنم و هر وقت یاد کتاب مسخ کافکا می افتم و هر وقت.... اصلا کل زندگی ام در حال خواب و راه رفتن و نش وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

روزگار اکنون..............................................................!زمان چه سریع می گذرد و نمی دانم باید باور کنم یا نه؟! باور کنم که دیگر دنیای تجرد من به پایان رسید؟! و یا اینکه باور کنم عاشق شدم و هستم و خواهم ماند؟! نمی دانم... فرهاد پرسید واقعا شد؟ و او مبهوت و متحیر بود از این "شدن وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

معلق در میان دو جهان...................................................................!دیوانه ام.. یا دیوانه شدم نمی دانم.. مرا از دارالمجانین کشیدند میان این انسان های لاشعور.. یا بهتر است بگویم مرا بی آنکه خود خواهم چون "هولدن کالفید" (قهرمان ناطور دشت) انداختند در این جهان عوضی.. در این جهان وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

رنگ لحظه ها......................................................!۱-گویی تمام لحظه هایم که پر رنگ ترین بود٬ رنگ باخته اند و من نظاره گر مرگ این لحظه ها هستم.. لحظه هایی که سپری شدند و دیگر باز نمی گردند و لحظه هایی که در آن هستم و این زمان و مکان و چهارچوب و افراد و اشیاء و.. محصورم ساخته اند و ل وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

تولد.......................................................................!

وادی ها مرحله به مرحله می گذرند و وارد وادی جدیدی می شویم که همیشه متحیر و متعجب خواهیم ماند، مثل این وادی که نمی دانم چه زمانی باور خواهم کرد که عنوان جدیدی به نام "مامان" را کسب کردم...

پی نوشت: 20روز از تولد دخترم سارا میگذره و هنوز باورم نمیشه که مادر شدم........

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:31 توسط زهرا |
وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

پرواز................................................................!با دستان کوچک ش می خواهد آن پروانه های زیبا را به دام بیندازد، اما آن ها پرواز می کنند و باز هم پرواز. یکجا نشستن را دوست ندارند، می خواهند از بوی همه گل های رنگارنگ و خوشبو، لذت ببرند، پرواز از این گل به آن گل.... سارا خسته نم وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

پل هوایی..............................!روی پله های پل هوایی ایستاده است. تصمیم به مسابقه می گیرد. مسابقه با مادرش... یک بار سایه مادر بالاتر می رود و یک بار سایه سارا، به نوبت و یکی در میان. به آخرین پله نزدیک می شود. مادر جلوتر از دخترش در حرکت است، او یکباره می ایستد، می خواهد لبخند دختر کوچک ش ر وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

در حسرت حال خوب....................................................................!دلش گرفته بود، شکسته بود. خیلی زیاد، آنقدر که هق هق گریه هایش بند نمی آمد، حال خوبی نداشت، مشوش و مضطرب و بهم ریخته. رفتارهایش دست خودش نبود... حال به حال بود، یک وقت خیلی خوب و یک وقت خیلی بد، در خوب بودن ش به بچه وادی صد و دوم...

ما را در سایت وادی صد و دوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 4:25

صفحه بندی